lundi 12 janvier 2009

حقوق بشر از پشت عينك ‏
مرتضي كاظميان - یکشنبه 22 دی 1387 [2009.01.11]
تهران با تمام توان تبليغاتي خود، به دفاع از حقوق بشر اهالي غزه مشغول است.‏‎ ‎‏ فاجعه‌اي كه در غزه رخ داده و ادامه ‏دارد، البته در خور اعتراض و واكنش جهاني است. اما مشكل آنجاست كه شهروندان ايراني، احساس كنند حكومت با عينكي ‏ويژه، به حقوق بشر مي‌نگرد. اين‌چنين، به‌گونه‌اي عكس‌العملي، گاه شهرونداني مي‌بيني كه نسبت به فاجعه‌ي حقوق بشري ‏در غزه، بي‌تفاوت‌اند؛ چنان كه شكاف دولت-ملت مانع از اقدامي "ملي" براي كمك به فلسطينيان مي‌گردد.‏
نيازي به فهرست كردن موارد خدشه به حقوق بشر در ايران امروز، نيست؛ اين كار را به‌گونه‌اي جامع كانون مدافعان ‏حقوق بشر در گزارش سالانه‌ي خود كرده است. فعالان سياسي و كنشگران جامعه مدني (در حوزه‌هاي زنان، دانشجويان، ‏كارگران، معلمان، اقليت‌ها و اقوام و...) هر يك شواهدي متعدد را پيش چشم مفسر و نقاد مستقل قرار مي‌دهند.‏
اما اجازه دهيد به موردي بسيار عيني‌تر اشاره كنيم: در حالي كه شمار قربانيان مظلوم در غزه (اعم از نظامي و غير ‏نظامي) به يك‌هزار نرسيده و مجروحان اين فاجعه، به چهار هزار نرسيده‌اند؛ مصطفي پورمحمدي، رئيس سازمان بازرسي ‏كل كشور، در آذر ماه امسال خبر داد كه سال گذشته: "حدود 23 هزار كشته‌ي‎ ‎جاده‌اي و 260 هزار مجروح داشتيم و ‏بالاترين نرخ تصادفات جهاني متعلق به ايران بود." او ابراز اميدواري كرده است: "امسال كشته‌هاي جاده‌اي به 22 هزار ‏نفر‎ ‎برسد."‏
آشكار است كه به جهت ظاهر اتفاقي كه رخ مي‌دهد، حمله‌ي هوايي جنگنده‌هاي تل‌آويو به مناطق مسكوني غزه و بمباران ‏زنان و كودكان، قابل مقايسه با تصادفي ناپيدا در يكي از جاده‌هاي فرعي -يا حتي اصلي- كشور نيست؛ اما همچنان كه ديدن ‏تصاوير كودكان خونين فلسطيني دردناك است، مشاهده‌ي تصاوير كودكان قرباني شده در تصادفات جاده‌اي ايران هم ‏آزاردهنده و پريشان‌كننده است. اگر ضجه‌هاي مادران ساكن غزه، رنج‌آور است، شنيدن مويه‌هاي مادران ايراني كه در ‏تصادف فرزندشان را جان‌باخته مي‌بينند هم بس سخت است. ‏
اختلاف فاحش آمار قربانيان و مصدومان اين دو حادثه نيز معنادارتر و محسوس‌تر از آن است كه نيازي به توضيح داشته ‏باشد. "حقوق بشر" در پس عينك كدام ايدئولوژي يا مصالح، آرميده است؟
البته مرگ شهروندان ايران‌زمين ظاهراً بي‌صداتر از آن است كه چندان گوش شنوايي بيابد. ‏
اين نوشتار، منكر نقش عوامل انساني در بروز حادثه‌هاي مرگ‌بار رانندگي در جاده‌ها نيست؛ اما سهم حكومت و مديريت ‏كلان چه ميزان است؟ وضع جاده‌ها و بزرگراه‌ها و امكانات و تجهيزات مربوطه، و نيز مديريت كلان توليد خودروها و ‏آموزش رانندگي و كنترل تخلفات و جريمه‌ي متخلفان و... چگونه است و چه حدي از تقصير را به‌دوش مي‌كشد؟
قربانيان تصادفات جاده‌اي و مصدومان اين حوادث، و نيز تبعات سنگين انساني، اجتماعي و اقتصادي آن براي كشور، تنها ‏يك گواه از كيفيت مواجهه‌ي حكومت با حقوق مدني شهروندان خويش است؛ كودكان و نوجواناني كه در سخت‌ترين شرايط ‏كاري، مي‌فرسايند و آب مي‌شوند؛ خانواده‌هايي كه فقر و گرسنگي و مرگ تدريجي را تجربه مي‌كنند؛ اعتياد متعاقب ‏بيكاري، و مرگ‌هاي خاموش قربانيان مواد مخدر در ايران؛ هريك تنها شاهدي ديگر از وضعي است كه دست‌اندركاران ‏جمهوري اسلامي را يادآور مي‌سازد: "حقوق بشر شهروندان ايراني را چنان كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر، و نيز در ‏قانون اساسي آمده است، پاس داريد و رعايت كنيد و محقق سازيد."‏
گزارش جهاني مصرف مواد مخدر در سال 2007 منتشر شده از سوي دفتر‏‎ ‎جرايم و مواد مخدر سازمان ملل متحد نشان ‏مي دهد درسال 2005، ايران با 29 درصد سهميه داراي بيشترين ميزان تصرف جهاني مواد افيوني (شامل‎ ‎هروئين، ‏مورفين و ترياک) بوده است. مطابق اين گزارش: "شواهد نشان مي دهد شيوع سالانه معتادان مواد افيوني همچنان در ‏ايران روبه افزايش است."‏
هيچ پاسخ و توضيحي، آسان‌تر از اشاره كردن به مرزهاي مشترك با افغانستان، نيست؛ اما ميزان تاثير عوامل اقتصادي، ‏اجتماعي، سياسي، وفرهنگي در اين وضع چه‌ ميزان است؟ و نقش دولت، به‌مثابه‌ي بزرگ‌ترين و توانمندترين نهاد، چيست؟ ‏آن هم دولت رانتي و پشت‌گرم به درآمد نفت و گاز.‏
حقوق بشر جوانان و نوجوانان و بيكاراني كه آرام آرام، قرباني مواد مخدر مي‌شوند، و عوارض مستقيم و غيرمستقيم آن بر ‏خانواده‌هايشان و جامعه، در گفتمان حقوق بشري حاكمان، چه منطقه‌اي را به‌خود اختصاص داده است؟ ‏
سخن از سكوت حكومت در قبال فاجعه‌ي غزه نيست؛ پرسش از چگونگي كاركرد ترازوي حقوق بشر دست‌اندركاران امور ‏در جمهوري اسلامي است.‏
حقوق بشر، "خودي-غيرخودي" بردار نيست؛ چنان كه از پشت عينك ايدئولوژي هم نمي‌توان بدان نگريست؛ اما آيا براي ‏حكومت، "خودي"تر از شهروند ايراني، "خودي‌تري" -به‌هر علت و دليل- وجود دارد؟ پاسخ منطقاً منفي است؛ مگر آن كه ‏منافع و مصالح ساخت قدرت، اقتضائات و الزامات و فوريت‌هاي ديگري را پيش كشد و بر صدر نشاند. ‏
‏ ‏

Aucun commentaire: