dimanche 29 juin 2008

حبیب ـ ت :
رادیوفردا:محمد علی جعفری که سال گذشته به حکم آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد، گفت: «در حال حاضر احتمال عملی شدن حمله نظامی را نسبت به مقاطع گذشته بايد جدي تر بگيريم.»........فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در پاسخ به اين سئوال که درصورت حمله آمريکا، ايران چه واکنشی نشان می دهد؟ با شاره به اينکه به اعتقاد او در صورت وقوع يک حمله، اسرائيل هم با آمريکا همراه خواهد شد، واکنش های ايران را به سه دسته تقسيم کرد: اول «کنترل عبور نفت از تنگه هرمز» دوم پاسخ به کشورهايی که حمله از خاک آن ها انجام شده است و سوم آنچه او «توانمدنی های خارجی ايران» .......
*************سون تسو ،ژنرال نامدار قبل از میلاد چین از جمله عبارتی دارد که امروزه کلاسیک شده است . او میگوید:«... ژنرالی که نیروی خود را درست ارزیابی کند ولی نیروی حریف را نادرست ، شانسش در یک رویاروئی نظامی برای برد پنجاه ـ پنجاه است.اگر نیروی دشمن را درست ولی نیروی خود را نادرست ارزیابی کند، بازهم شانسش پنجاه پنجاه است.و اگر، هم نیروی خود را و نیروی حریف را درست ارزیابی کند شانس پیروزیش صد در صد است.و اگر، هم نیروی خود و هم نیروی دشمن را نادرست ارزیابی کند هلاکتش حتمی است......ضمناً همین چندی پیش بود که جناب متکی فرمودند امریکا در موقعیتی نیست که به ما حمله کند!و برای اینکه ، طبق معادلات استراتژیک نقل شده از سون تسو، بدانیم برآورد استرتژیک فرمانده سپاه چقدر درست است ، احتیاج نیست که کارشناس مسائل نظامی باشیم!
۸ تیر ۱۳۸۷ ۲:۲۰ بֽظֽ Reply

samedi 28 juin 2008

و اما تراژدي دانشگاه زنجان(آقاي محمد حسين)

و اما تراژدي دانشگاه زنجان(آقاي محمد حسين)

پيش از اغاز بحث اجازه مي خواهم اين دو پاراگراف از ميشل فوكو را بياورم تا خوانندگان عزيز التفات فرمايند كه هدف من از پرداختن به اين موضوع ارائهء راهبرد نيست و بنا هم ندارم كه سكسواليته را در ابعاد پيچيده و گسترده اش مورد واكاوي قرار دهم كه ان مجالي ديگر و فرصتي ديگر و جائي ديگر مي طلبد.فوكو مي گويد:"...نقش روشنفكر اين نيست كه به ديگران بگويد چه بايد بكنند . روشنفكر به چه حقي مي تواند چنين كند ؟ و به ياد اوريد تمام ان پيشگوئي ها، نويدها، حكم ها و برنامه هائي كه روشنفكران در دو سدهء گذشته بيان كردند و اكنون اثرها و نتيجه هاي شان را مي بينيم.كار روشنفكر اين نيست كه ارادهء سياسي ديگران را شكل دهد ؛ كار روشنفكر اين است كه از رهگذر تحليل هائي كه در عرصه هاي خاص خود انجام مي دهد ، امور بديهي و مسلم را از نو مورد پرسش و مطالعه قرار دهد ، عادتها و شيوه هاي عمل و انديشيدن را متزلزل كند، اشنائي هاي پذيرفته شده را بزدايد ، قاعده ها و نهادها را از نو ارزيابي كند و برمبناي همين دوباره مسئله كردن (كه در ان روشنفكر حرفهء خاص روشنفكري اش را ايفا مي كند)در شكل گيري ارادهء سياسي (كه در ان مي بايست نقش شهروندي اش را ايفا كند) شركت كند"........در واقعهء دانشگاه زنجان يك عنصر محوري وجود دارد كه به تنهائي سه ويژگي و يا توانائي بحث انگيز امروز قدرت سياسي حاكم در او هست.مردي است كه قران و حديث درس مي دهد پس ارتباط عالمانه اي با مذهب دارد وطبعآ جامعهء دانشگاهي از او انتظار دارد كه از رهاورد اين دو درس كمينه اي از پرهيزگاري و خويشتنداري را با خويش همراه ساخته و نه بر جامعه اش ستم كند كه پناه ستمديدگان باشد به رسالتي كه صدها سال است نهاد دين در اين جامعه ايفا كرده و مي كند او در انجا انجام دهد.معاون دانشگاه است و در دولتي به هرم قدرت وارد شده كه براي اصلاح جهان برنامه دارد و در داخل كشور گسترش اخلاق و معنويت را بر پيشرفت و مدنيت ترجيح داده است! هيئت وزيرانش استاد اخلاق دارد و رئيسش، بوش و مركل و پرودي و پاپ را به سوي خدا و معنويت دعوت مي كند.نامبرده دبير كميتهء انضباطي است. همان جائي كه قرار است خاطيان و متجاوزان را تعزير كند و دختران دانشجو را (بخصوص انها كه از شهرهاي دور امده اند) پناهگاه طمع چشمان هيز و نفسهاي تجاوزگر باشد. او محتسب دانشگاه است تا دزد بگيرد و خمٌار ببندد. خلاصه ان شيخ الاسلام ، حاكم است و محتسب.دو روايت از اين واقعه هست ؛ اول انكه دانشجويان به طور اتفاقي انرا كشف كرده اند و ديگر انكه دام و طعمه اي بوده است كه اقاي معاون را به دام بيندازند ! فرقي نمي كند چرا كه در هر دو انتظار نبوده كه چنين فردي بخصوص با ان سه ويژگي ، اينگونه اسير نفس و غريزه اش گردد پس جاي دفاعي را براي هيچ كس باقي نمي گذارد مگر وزيري كه در فيلم يوتيوب جرمي جز "عدم روسري" را نديده است كه اينگونه وزارت كردن هم جزو نواوريها و شكوفائي هاي است كه فقط در همين دولت يافت مي شود.در سوي دانشجويان نيز سه ويژگي وجود دارد.نخست همان عرف كه در نوشتار قبل گفته امد.عرفي كه پادشاهي مي كند و مراودات و ارتباطات اين نسل را خارج از ارادهء حكومت و اصول مذهب و نهاد خانواده شكل مي دهد.عرفي كه فربه و مسلط شده است و براي خود حكومتي بنياد نهاده است جداي از حكومت رسمي.دوم توانائي حركت جمعي ، برنامه ريزي براي دستيابي به اهداف خود، نيروي انساني اماده كه مي تواند هدف هاي خود را تعيين كند و با كمترين ابزار به انها برسد در مكاني به نام دانشگاه.سوم دنياي رسانه! يك موبايل و يك خط اينترنت كافي است كه دنيا را در عرض چند ساعت از انچه كه مي خواسته اند اگاه كنند.معاون دانشگاه نه تنها خود فارغ از اين مسئله ، كيس مناسبي براي اين كار بوده كه اين بهانهء عجيب را هم به دست داده تا اثر گذاري اش صد چندان شود.رفتار ظالمانهء فرد مذكور، انگونه كه روايت شده است نوعي بهره كشي جنسي محسوب مي گردد، نمونهء اين كار درجامعهء امروز ايران كم نيست ! مي توانيد انرا هر روز در صفحهء حوادث روزنامه ها بخوانيد اما وقتي اين شش عنصر يكجا جمع مي شوند توانائي انرا دارند كه براي جامعه صورت مسئله را به شكلي كلاسيك باز كنند و جامعه را به سوي كسب بصيرتي مؤثر راهنمائي نمايند. به عبارتي ديگر دانشگاه ترجمان يك آسيب اجتماعي مي شود كه امروزه در لايه هاي زيرين جامعهء ما وجود دارد و دانشجو به عنوان فرزند زمان خود انرا به چنين صورتي فرياد مي زند تا كل جامعه را نسبت به انچه در درونش مي گذرد ، اگاهتر كند و او را به چاره جوئي بيندازد و رسالت دانشجوئي خود را كه شعبه اي از كار روشنفكري است ، انجام دهد. دانشگاه اگر امروز سياسي نيست و اگر امروز پشت سر اين يا ان كانديداي اصلاح طلب سينه نمي زند و هورا نمي كشد نه از انست كه مرده، بلكه دردي كه حس مي كند از جنس ديگري است و طبعآ براي ان چاره اي ديگر مي انديشد.پيام وضعيتي دانشگاه زنجان هم پيام دردناكي است. پيام نسلي انبوه كه در دورهء جنگ به دنيا امده و(همانگونه كه پيشتر امد) دولتهاي جمهوري اسلامي هيچكدام نتوانستند توجه مناسبي به او و نيازهايش بنمايند و اين سناريو نه تنها هنوز هم ادامه دارد كه اينك تا اندروني خانه اش، مورد تجاوز واقع شده انهم از سوي نمايندهء همان جائي كه مثلآ قرار بوده برايش كاري بكند. پس دانشجو ناچارشده است با طعمه قرار دادن خود و ابرويش، تجاوزگرهيز و طماع را به تنها حيطه اي كه اختيارش در دست خودش است بكشاند و تاج حكومت گري را از سرش بردارد و تشت رسوائي او را از بام جهان به صدائي هر چه بلندتر نقش زمين كند.پيام دانشگاه زنجان ، پيام يك دولت ناتوان است! پيام نسلي است كه رؤيا پردازيها و خيالبافي هاي حاكمانش و حتي پدرانش ، زندگي او را در ساحتهاي گوناگون پژمرده و مبهم ساخته است و چشم انداز همه چيزش را مبهم كرده است؛او نمي داند به درامد ناچيز امروز پدرش تكيه كند يا به شغلي كه فردا برايش وجود ندارد و يا در اضطراب تورم سرسام اوري باشد كه هر روز مثل يك زلزلهء مهيب زندگيش را تهديد مي كند و مي داند كه روزي برسرش اوار خواهد شد او نه خانه دارد و طبعآ نه همخانه و نه اميد به ازدواج! او نه تامين اجتماعي دارد و نه تامين رواني و نه كسي را مي يابد تا به او پاسخ درستي بدهد!انهائي كه قرار است به او پاسخ دهند خود را در مقابل خدا پاسخگو مي دانند و بس و انهائي كه بايد به درد او برسند از ديروز تا امروز به فكر نجات بشريت بوده اند و هستند! روزي در كشورها و كنفرانسهاي لوكس دنبال گفتگوي تمدنها و امروز در كشورهاي امريكاي لاتين در فكر نجات جهان از يوغ امپرياليسم جهان خوار، بديهي است كه هيچ وقت فرصت نداشته اند تا با ان دختردانشجو سخن بگويند كه بر او چه گذشت و چه مي گذرد!اخرين دولت مردمي ما، سه سال است كه به فكر جراحي اقتصادي و تحول انست اما انچه كه يك جوان دانشجوي طبقهء متوسط ديده تضاد عريان طبقاتي بوده است كه در اين سه سال افزايش يافته و تحمل ناپذير شده است. در اين جراحي سهم او جز درد و خونريزي چه بوده است؟اگر روزي ان دختر مظلومي كه در اين دانشگاه مورد چنين بي رحمي قرار گرفته است زندگي اش را روايت كند خواهيم ديد كه اغازگر مصائب اين دختر، چيزي جز دولت نامسئول نبوده است!همهء حرف من در اين دو يادداشت همين دو خط پايان است.




سلام


:
هردم از این باغ بری میرسد تازه تر از تازه تری می رسدکشف فساد اخلاقی مدیرکل یکی از وزارتخانه ها
-----------------------------------------------------------
۷ تیر ماه ۱۳۸۷ ساعت : ۰۵ , ۱۴ خبرگزاري انتخاب : شنیده های خبرنگار انتخاب حکایت از آن دارد که مدیرکل و مشاور یکی از وزارتخانه های علمی پژوهشی کشور به دلیل ارتباط نامشروع با رئیس دفتر خود از کار برکنار شده است.
گزارش های رسیده حاکی از ان است که ارتباط این فرد توسط حراست نهاد مذکور کشف شد و وی به همین دلیل از سمت خود برکنار شده است.
خبرنگار انتخاب می افزاید این مسئول به جای دیگری منتقل شده است.
۸ تیر ۱۳۸۷ ۰:۰۲ بֽظֽ Reply



حبیب ـ ت :
در رسای ماندلا!امروز جهانیان شاهد دو رویداد در دو گوشه متفاوت دنیا بودند. که هریک به نوعی دیگری را در ذهن انسان تداعی میکرد. یکی در هاید پارک لندن به مناسبت نودمین سالگرد نلسون ماندلا و دیگری در کشور موگابه زده ـ ی زیمبابو .سوفوکل تراژدی نویس قر ن پنجم پیش از میلاد در تریلوژی جاودانه خود ادیپوس شهریار، ادیپوس در کلونوس . آنتیگون. جمله ائی میگوید که شایسته ثبت در تاریخ ادبیات است. این جمله چنین است:« ...انسان بالقوه بینهایت است و بالفعل بنهایت... .»زیبا تر و واقع گرایانه تر از این ، راجع به انسان نمیتوان گفت. انسان میتواند در اوج یابی انسانی یا عرفانی خود به خدا نزدیک شود و میتواند در ضلالت، خودخواهی و ناانسانیت خود راه بینهایت خرد( ذّ ّره و ناچیز شوندگی) ر ا درپیش گرفته به فاضل آب تاریخ بپیوندد.در این دو سوی نقاط آنتی پُد * انسانی در قلمرو سیاست، امروز دو چهره از قاره سیاه ایستاده اند. یکسو انسانی که میرود تا به خاطر انسانیتش، بخاطر اراده معطوف به آزادگیش و بخاطرِخِرد و بی آلایشی اش جاودانه شود و در سوی دیگر انسان حقیر شده ای که دیو قدرت شوکت، چون فاوست ( چهره داستانی و ضرب المثل شده اثر گوته به همین نام) اسیر شهوت قدرت و شوکت در چنبره ضد بشری ابلیس به اسارت کشیده شده و ضرب المثل شود. انسانی خُرد مقدار در ردای امپراطوری بر سرزمینی مفلوک و مردمی گرسنه.مردم اروپا هرگز بیاد ندارند ، جمعیتی پنجاه هزار نفری که هیچ حتی چند هزار نفری به مناسبتی مشابه آنچه برای نلسون ماندلا در هاید پارک لندن این چنین جمع شد جمع شود، برقصد و آوازبخواند. هزاران هزار جوان دست در دست نودمین سال تولد بزرگ مرد معاصر مارا جشن میگرفتند. بی شک شکوه این لحظات بیاد ماندنی است زیرا بینهایتی انسان را بنمایش میگذارد که هنوز زنده است و بر روی این زمین خاکی ایستاده است. همان انسان بینهایتی که سوفوکل منظور میکند.این جنش بزرگ در حقیقت بزرگ داشت آن ارزشهائی بود که نلسون ماندلا نماد آن شد. ماندلا میرود تا جاودانه شود و به اسطوره ها بپیوندد . او جاودانه میشود و با جاودانگی خود بما میگوید که انسانیت و امیدِ به آن، هنوز نمرده است. گزارشگر بی بی سی از او بعنوان نماد آشتی و پیکار گر خستگی ناپذیر اینراه نام میبرد. نلسون ماندلا عصا زنان در این جمع پنجاه هزار نفری به سخنرانی پرداخت و در این سخنرانی خود دیکتاتور حقیر زیمبابو را بخاطر ایستادگیش در برابر اراده مردمی که، او بزور میخواهد خود را به آنان تحمیل کند سرزنش کرد.دیدن منظره این مراسم با شکوه و به یاد ماندنی بغض را درگلویم شکاند و بر بیچارگی مردم خودمان گریه ام گرفت.آری انسان در منها و منفی خویش بینهایت است.با ذکر خاطره ائی، این کامنت را به پایان میبرم.انقلاب ضد آپارتائید افریقای جنوبی مقارن با انقلاب اسلامی ما به رهبری امام بود. در آن موقع روزی بر حسب تصادف مجله شاهد( یکی از ارگانهای سپاه را، نمیدانم الان هم هست یا نه ) میخواندم دیدم به کمک سپاه کنگره ملی اسلامی افریقای جنوبی درست شده است. و این در حالی بود که کنگره ملی آفریقا برهبری نمادین نلسون ماندلا ده ها سال بود همه نیروهای ضد آپارتائید را در صفوف خود بر علیه رژیم آپارارتائید متحد کرده بود.
Antipode* دو سر قطب مقناطیسی که صد و هشتاد درجه ائی در برابر هستند. مجازاً در ادبیات سیاسی برای رویارو بودن دو نیرو ذکر میشوند.
۸ تیر ۱۳۸۷ ۵:۳۴ بֽظֽ Reply

از مکتوب

سایت التفسیر
از دیشب کلافه ام، سایت" التفسیر" باز نمی شود. این سایت از طرف موسسه ی آل البیت اردن تدارک شده است. تقریبا تمامی تفاسیر معروف قرآن مجید از طریق این سایت قابل دسترسی ست. دیشب و امشب هم می خواستم، ماجرای خضر و موسی را در سوره ی کهف ببینم، که همچنان در پس در مانده ام. با خودم می گفتم چرا حوزه علمیه قم چنین کاری نمی کند؟از سوی دیگر وقتی همه تخم مرغ ها در سبد اینترنت استٍ، همین می شود..اجلاس وزرای فرهنگ کشور های اسلامی در مراکش برگزار می شد.دیدار ی با ملک حسن پادشاه مراکش داشتیم. دیدار درشهر مراکش بود. شهر، به ویژه دیوارهای صورتی کاهگلی اش با خرمن خرمن گل های کاغذی براق بر سر دیوارها تابلو نقاشی بود...ملک حسن دقیقا پنج دقیقه برای جمع ما سخن گفت. سخن شگفت انگیز فراموش نشدنی. اکنون که پشت در سایت التفسیر مانده ام به یاد سخن او افتادم." جوانی پیش ابونواس رفت و گفت می خواهم شاعر بشوم! راهنمایی ام کن. ابو نواس پرسید، در تصمیمت جدی هستی؟ گفت بله. گفت برو از دیوان های شعر عرب ده هزار بیت حفظ کن و بیا! جوان رفت و سالی بعد آمد و گفت: حفظ کردم. ابو نواس گفت: همچنان می خواهی شاعر بشوی؟ گفت: حتما. ابونواس گفت: حالا برو . تمام این شعر ها را فراموش کن!"منک حسن گفت: داستان کامپیوتر مثل داستان همان جوان است و ابو نواس. در عین حالی که همه چیز در اختیار توست؛ هیچ چیز در کفت نیست!اکنون من همان حال را دارم. در سایت شیعه هم که برخی تفاسیر هست، نه فهرستی وجود دارد و نه امکان جستجوی آیه. حروف هم بسیار ریز و سخت خوان...سایت التفسیر انصافا بی نظیر است؛ یک کتابخانه قرآنی کامل.
سیدعطاءالله مهاجرانی لینک ثابت نظر (33)



سيد محمد جواد هاشمي [ ۸۷/۴/۷ در ساعت


سيد محمد جواد هاشمي
دراين هفته كه به نام هفتة زن ناميده شده،مجالي است تا بار ديگر مروري بر وضعيت زن در جوامع اسلامي و بخصوص با تعوجه به آيات قرآن صورت پذيرد. دكتر حائري يزدي وقتي از احكام اسلامي سخن مي‌گويد مفهومي به نام منطقه الفراغ را بكار مي‌گيرد كه شرع در آنجا ساكت است و عقل سرنوشت آنجارا در كنترل مي گيرد.جايگاه زن در قرآن نيز از سوي مفسرين وروشنفكران ديني با چنين وضعيتي روبروست.يعني مفسرين دربارة برخي از آيات،سكوت كرده اند اما اين سكوت با سكوت موضوع پيشين كاملا متفاوت است.مفسران بارها از شخصيت بخشي اسلام به زنان سخن مي گويند اما دربارة آيات زير سكوت مي‌كنند:آية 23 سورة بقره كه دربارة طلاق زنان سخن مي‌گويد،آية 3 سورة نسا كه دربارة ازدواج مردان با زنان متعدد وبسندگي زن به يك مرد سخن مي‌گويد يا در آية15نسا كه منتج به حكم سنگسار مي‌شود و نيز آيه هاي 24 و25 ونيز آية 34نسا كه روشهاي تنبيه براي زن معين مي‌شود وچنين برشمرده مي‌شود: اندرزآنان ،امتناع از همبستر شدن با آنان، زدن آنانبراي دنياي كنوني بايد مشخص كرد كه آيا اين آيات امضايي است يا انشايي،از متشابهات است يا محكمات و اگر پيامبر در دنياي امروزين مبعوث مي شدند آيا ناگزير از ابلاغ همين آيات بودند يا اگر سرزمين بعثت اروپا يا آمريكاي امروز مي بود آيا بسياري از مناسبات فرهنگي آنان جزو موارد امضايي قرار مي گرفت چنان كه برده داري در صدر اسلام.نمي توان ادعاي روزآمدي احكام اسلامي را داشت اما بر اين آيات چشم پوشيد

vendredi 27 juin 2008

وطن

جان من رسید به لبم
1- وطن یعنی دویدن در پی نان
وطن یعنی کمک کردن به لبنان
وطن یعنی عرب را چاق کردن
معلم های خود را داغ کردن
وطن یعنی خرید تاید و شامپو
وطن یعنی رئیس جمهور هالو

2- باز هم در باره وطن
وطن یعنی صف نون و صف شیر
وطن یعنی همش درگیر درگیر
وطن یعنی همین بنزین، همین نفت
همین نفتی که توی سفره ها رفت
وطن یعنی که اصلاحات "چینی"
وطن یعنی که روی خوش نبینی
وطن یعنی همین آیینه دق
وطن یعنی خلایق هر چه لایقت
هران 7/4/1387

peik iran

گزارش دريافتی : اخیرا در مسکو کنفرانسی برگزار شده با عنوان روسیه و جهان اسلام که برگزار کننده آن کسی نبوده جز جمهوری اسلامی ایران! در این کنفرانس به اصطلاح بین المللی، چهل پنجاه نفر خارجی و روس و ایرانی شرکت داشته و به مدت دو روز میهمان سفره های رنگین جمهوری اسلامی ایران و مقیم هتلهای گرانقیمت مسکو و ... بودند.آیا کسی هست از مسوولان کشور ما سوال کند در شرایطی که کشور ما خود با هزاران مشکل مواجه است پرداخت حدود پانصد میلیون ریال بابت هزینه های این کنفرانس چه دردی از ما دوا کرده است؟؟؟ از ایران نیز هیات عالیرتبه ای متشکل از آقای تسخیری که همیشه در سفرهای گرانقیمت و ماموریتهای اسلامی در مناطق خوش اب و هوای جهان هستند و نیز اقای قمی نماینده مقام معظم رهبری و حدود هشت تن دیگر از مقامات دائم السفر ایرانی با هزینه بیت المال حضور داشتند و به مدت یک هفته در مسکو میهمان سفره رنگین بیت المال بودند. جالب اینجاست که رفت و برگشت این اقایان از تهران به مسکو و باعکس با بلیط های گرانقیمت یک میلیون تومانی در قسمت بیزنس کلاس هواپیماهای "ایرباس" شرکت ایرفلوت روسیه بود که خود به تنهایی ده میلیون تومان از کیسه ملت ایران هزینه داشت. البته این فقط یک نمونه از ریخت و پاشهای کنفرانسی و میزگردی مقامات و سفیران دایم السفر جمهوری اسلامی ایران در سراسر جهان برای تبلیغ خود و .... است و مشتی است نمونه خروار که مردم بیچاره از آنها هیچ خبری ندارند.

[کد خبر: 51136] [ تاريخ خبر: هفتم تير ۱۳۸۷ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۰۸] [تعداد نظرات: 3]

نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۷ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۰۸ ساعت 14:39:08 توسط ارش
كار كار توده ايى هاست٠آخرش روح سرگردان ايت الله كيانورى ; توضيح المسائل آيت الله احسان طبرى را به خورد برادران سابق حزب طراز نوينى سابق ميدهد !؟ دوستان به اين نشست "" بودار "" شك كنيد٠نماينده على گدا هم آنجاست٠
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۷ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۰۸ ساعت 12:23:32 توسط نامسلمان
آقا جان خودمان با دست خودمان گورمانرا كنديم تا اسلام ناب محمدى را داشته باشيم٠ خمينى دجال گفت اسلام با خون رشد كرده و احتياج به خون جوانها داره و جوانها در جنگ كشته شدند و الان هم اسلام احتياج به پول داره كه ملت بايد خرجى اسلام را بده تا اسلام پا بر جا بمونه٠
نوشته شده در تاريخ هفتم تير ۱۳۸۷ برابر با بيست و هفتم ژوئن ۲۰۰۸ ساعت 10:45:11 توسط اردشیر
در تمام سفارت های جمهوری اسلامی ایران وضعیت همین است جدیدا از سفیران عالی مقام هم حسابرسی نمی کنند وتمام مجوزها دست خودشان است و به هر بهانه ای مهمانی وضیافت وشام می دهند و از کیسه ملت ایران برای محبوب شدن خودشان هزینه می کنند ،تازه یک چیزی هم طلبکارند و می گویند بودجه من کم است ،استفاده اعضای خانواده و آقازاده هایشان از خودروهای سفارت به جای خود و درسال یکی دوبار حسابرس فرمایشی می آید و حسابها را می بندد

mercredi 25 juin 2008

23:23:40 توسط دانشجو
کجایند ماموران حفظ امنیت اجتماعی. پلیس فقط قبل از 9 شب جلوی پاساژهای خیابان ونک و تجریش و شهرک غرب. تو این محله های پر از سوداگران مرگ پلیس جایی ندارد. هنوز هم ورامین و پاکدشت که بیجه 27 کودک را در کوره های آجر پزی خالی از مامور مورد تجاوز قرار داد و تکه تکه کرد و سوزاند یک پاسگاه بدون امکانات و مامور دارد. 103 میلیارد تومان هزینه مبارزه با موی دختران و پسران برای امنیت! پس این خراب آباد ها چی؟!

dimanche 22 juin 2008

می گویند دو نفر شاهد نشستن چند پرنده در کنار حوض بر روی یک پا بودند. یکی از آنها گفت که این مرغ ها فقط یک پا دارند! دیگری انکار کرد و برای اثبات ادعای خود با چوب ضرباتی به آن مرغان بینوا زد و آنها که گریختند آن دیگر پایشان هم هویدا شد. آن نفری که مدعی بود که آن مرغها یک پا دارند گقت: این پرندگان که جای خود دارد اگر این چوبها را هر کسی خورده بود یک پای اضافه که هیچ بلکه چندین پا قرض می کرد و می گریخت.

jeudi 19 juin 2008

بستن پنجره
چاپ مطلب
سه شنبه 28 خرداد 1387
ندانسته، نسخه نپيچيد! پاسخی به اظهارات داريوش سجادی، حسين خيری فام
تحليل داريوش سجادی، صحه ای ديگر بر وجود توهمات توطئه روشنفکر مآبانه ای است که هميشه در گفتمان سياسی و اجتماعی با آن مواجه بوده ايم. اشاره به توهمات توطئه هميشه لذتی کودکانه را در ما می آفريند و بر عزت نفسمان کاذبانه می افزايد ما را در مقامی قرار می دهد که قادر به تشخيص دستان پشت پرده ماجراها بوده ايم
http://zehnetalkh.blogfa.com/
هرچند ارائه تحليلی متفاوت در خيل اعتراضات و هياهوی بحران ها با ژستی متفکرانه ، لذتی مضاعف را به نگارنده تحميل می کند ولی با اين وجود تن دادن به چنين لذتی با قيمتی چون ارائه مطالبی خلاف واقعيت دور از اخلاق است . آن هم اگر نگارنده ی تحليل در مقام اخلاق و پند و اندرز بر آيد با اين حال ، نوشته بيشتر به نمايشنامه مضحک شبيه خواهد بود تا چيزی ديگر .آقای داريوش سجادی بدون وقوف کامل بر ماجرا ی افشاگری دانشگاه زنجان و اتفاقات گذشته ، دست به تحليلی جامع برده است و با قياس ِ نابجا و نادرست ِ اين قضيه با تهيه فيلم هم آغوشی از وزير وقت ارشاد در سال های نخست انقلاب و با چيدن دلخواه پازل های ناقص ، نتيجه گيری را بر وفق مراد پيش می برد و شانتاژ را تا به جايی می رساند که دوستان متحصن را با مجاهدين مقايسه می کند .
آنچه از مقاله ی وی بر می آيد ، گويی نگارنده بر اين باور است که اقدام افشاگری در دانشگاه زنجان ، تله ای اخلاقی و عملی انتقام جويانه از سوی دانشجويان بوده که ناغافل معاونت فرهنگی دانشجويان در آن گير افتاده است . هرچند با وجود چنين برداشتی نيز نمی توان صحه بر عمل بی شرمانه معاونت فرهنگی دانشجويی دانشگاه زنجان گذاشت . ولی موضوع تله اخلاقی زمانی مطرح می شود که کسی اجير شده و سعی در افشا و يا اخاذی از طرف مقابل باشد ، برای ماجرايی که شخص ِ دانشجو طعمه ی اقدامات شوم بوده و برای رهايی از چنگال آن ، دست به اقدام بزند ، نام تله اخلاقی گذاشتن ، مغرضانه به نظر می رسد .
نمی دانم آقای سجادی برای چنين موردی چه راهی را برای تن ندادن به خواسته های شوم معاونت توصيه می کنند ؟! آيا می پندارند که دانشجو با تن ندادن به قضيه و مطرح ساختن پيشنهاد معاونت با رياست يا حراست دانشگاه بدون ارائه مدرکی ، شکايتی را به پيش افراد نالايق می برده و موقعيت تحصيلی يا شخصيتی خود را زير سوال می برد ؟ و يا ايشان می پندارند ، می بايست بدون هيچ اقدامی اخراج را بابت فعاليت های صنفی خود در دانشگاه ، می پذيرفته است ؟
اصولا اقدام چنين شخصی بسيار عاقلانه و صد البته جسورانه بوده است که نه تنها تن به خواسته بی شرمانه معاونت فرهنگی و دانشجويی نداده است بلکه زمينه را برای افشای اقدامات سابق معاونت را فراهم کرده و از سويی با ارئه مدرک و دليل صحتی بر دادخواست خود آماده ساخته است .
در نهايت اينکه تحليل داريوش سجادی ، صحه ای ديگر بر وجود توهمات توطئه روشنفکر مآبانه ای است که هميشه در گفتمان سياسی و اجتماعی با آن مواجه بوده ايم . اشاره به توهمات توطئه هميشه لذتی کودکانه را در ما می آفريند و بر عزت نفسمان کاذبانه می افزايد ما را در مقامی قرار می دهد که قادر به تشخيص دستان پشت پرده ماجراها بوده ايم .
آقای سجادی ، بهتر است قبل از چنين تحليلهايی وقوف کامل و يا لازم بر ماجرا را داشت تا دست به تحليل و يا حتی پند و اندرز برد . اگر وقوف کامل ممکن نباشد ، سکوت بهترين اقدام می تواند باشد .
حسين خيری فام دبير سابق انجمن اسلامی دانشگاه زنجان
در همين زمينه:[دام زُليخا! بررسی ابعاد اخلاقی تهيه فيلم تعرض استاد دانشگاه زنجان به يک دختر دانشجو، داريوش سجادی]
Published from gooya news {http://news.gooya.com} Copyright © 2003 news.gooya.com All rights reserved for the original source
شرک تقوا نام، پاسخی به نوشته داريوش سجادی، رضا دلبری
سی سال است که حکومت مورد حمايت آقای سجادی در جايگاه خدايی ايستاده است و به سنجش اخلاقی و تقوايی مردم می پردازد اما صدايی از ايشان بر نخواسته است، حال که مظلومی فرياد بر آورده است که تن به تجاوز نمی دهم، کوس وا اخلاقای ايشان سر داده شده است
واژه ها و مفاهيم برای تسهيل رابطه ميان انسان ها ايجاد شده است و بسياری از فيلسوفان زبان شناس مهم ترين تحول تاريخی انسان و نقطه بلوغ او را اختراع زبان می دانند. اما اگر واژه قلب ماهيت پيدا کند توان گفتگويی ميان انسان ها از بين می رود و ظاهرا زبان تکلمی يکسان است اما دو طرف گفتگو از واژه های يکسان، مفاهيم متضادی را برداشت می کنند. يکی از مهم ترين ابزار دولت های ايدئولوژيک برای تسخير انسان ها قلب ماهيت واژه ها و مصادره به مطلوب کردن آن ها است. با فروپاشی نظام هيتلری در آلمان مدت ها گذشت تا واژه های ارزشی مانند آزادی، حقوق، انسانيت، اخلاق و ... مفاهيم واقعی خود را بازيابند.اکنون ما نيز به سرنوشت همه کشورهای ايدئولوژيک گرفتار شده ايم و در وضعيتی قرار گرفته ايم که مفاهيم ارزشی مان را قلب ماهيت و مفاهمه بين الطرفينی را مشکل کرده اند.
مقاله آقای داريوش سجادی را در دفاع از اخلاق و انسانيت خواندم، نمونه واقعی اين قلب ماهيت مفاهيم يافتم. ايشان مقاله خود در دفاع از امر اخلاقی را به ۲۵ «فحش و افترا» مزين کردند تا ثابت کنند از نظر ايشان قلب ماهيت واژه ها حد ندارد و آن چنان متبحرانه با سنجشی به ظاهر اخلاقی از تجاوز و تعرض دفاع کرده اند که اگر شخص دکتر مددی را در جايگاه دفاع می نشاندی نمی توانست به اين مهارت دفاع کند. اين مقاله آن جا اوج می گيرد که دانشجوی دختر بی پناه و دوستانش در جايگاه مجرم نشانده می شوند و حکم بی شرمی و بی آزرمی آن ها را صادر می کند و افشای تعرض و نه خود تعرض را لکه ننگی بر دامن جامعه دانشگاهی می نامد.
مبنای استدلالی ايشان بر اين مغالطه استوار است که دانشجويان با يک « برنامه ريزی از قبل تدارک ديده شده» «يک تله اخلاقی برای استاد مزبور» نهاده اند و تا انتهای مقاله سنگ بنای استدلال خود را اين موضوع قرار می دهند که دانشجويان دامی جنسی پهن کرده اند تا يوسف کنعان ايشان را مجرم جلوه دهند. بنابراين با اين نوع پای چوبين استدلال می توان هر تجاوزی که افشا شده است را مشروع جلوه داد و دامی برای تجاوز گر ناميد. کما اين که همين کار را نيز می کند و دامنه دفاع از بهره جنسی با سوء استفاده از مقام و موقعيت را به ۳۰ سال قبل نيز می کشاند و در اين راه نيز به تحريف تاريخ می پردازد. چرا که وزير وقت ارشاد توسط پاسداران محافظش افشا شد نه جريان تروريست مجاهدين خلق . طعمه و دامی در کار نبود بلکه طمعی بود. زيرا در کدام ازدواج مشروع است که در دفتر کار دولتی به عمل جنسی روی آورند؟ تاسف اين جاست که با ادعای اخلاق به تطهير وزيری می پردازد که ارشاد مردم در دستور کارش بوده است و برايش اشک تمساح می ريزد و طرف مقابل را زلخيای نابکار می نامد.
با نگاهی به شرح ماجرا می توان اوج مظلوميت دانشجويان را در شرايط حال حاضر ايران درک کرد. معاون دانشجويی دانشگاه زنجان که دبير کميته انضباطی نيز هست، دانشجوی دختر بی گناهی را در دو راهه اخراج از دانشگاه يا تن دادن به مطامع جنسی خود قرار می دهد. دو راهه ای که در هر صورت به خرد شدن شخصيت، تباه شدن آينده و مشکلات روانی بيشماری برای اين دختر معصوم می انجاميد و تنها شجاعت و درايت اين فرد و دوستانش بود که او را از اين مخمصه نجات داد. حال آقای سجادی مدعی اخلاق شده اند و فرار از بن بست تعرض و تجاوز را «تله اخلاقی» ناميده اند. شايد انتظار داشتند دم بر نيارند و به مطامع ايشان تن می دادند تا خدای نکرده گزندی به کارگزاران حکومتی مدعی اخلاق وارد نشود و پارادايم اخلاقی دست ساخته آقای سجادی آسيب نبيند.
اما شرح ماجرا حکايت از موضوع هولناکی دارد که سوء استفاده از مقام و موقعيت چه نتايج وحشتناکی به همراه دارد و زنگ خطر قدرت غير پاسخگو و بدون نظارت را به صدا در می آورد. آن هم موقعيت و مقام ناچيز معاونت دانشجويی که در سلسله مراتب قدرت مطلقه هيچ محسوب می شود. البته ماجرای دکتر زهرا بنی يعقوب قبلا نشان داده بود که چطور يک بنايی که خود را به قدرت سلسه مراتبی غير پاسخگو آويزان کرده است هم می تواند از چنگال عدالت بگريزد و امثال داريوش سجادی و کيهانيان دم بر نيارند که اخلاق و عدالت بی رحمانه ذبح شده است. اين ماجرا و وقايع مشابه، مانند سوء استفاده کارمند حراست در دانشگاه کرمانشاه و سهند تبريز و .... نشان می دهد قدرت مطلقه به صورت سيستماتيک در تمام سطوح گسترده شده است و هر مقامی که پاسخگو نباشد و چشمان تيز بين مطبوعات آزاد نظاره گر رفتارش نباشند ممکن است به فساد و تباهی کشيده شود، حتی اگر اين مقام دانشگاهی باشد.
مقايسه کنيم اين جريان را با ماجرای ارتباط بيل کلينتون و منشی دفترش خانم لوينسکی. مطبوعات آمريکا بلوای جهانی به راه انداختند. در حالی که خانم لوينسکی مدعی اجبار و زور در رابطه اش با کلينتون نبود، اما چون احتمال سوء استفاده از مقام رياست جمهوری و احتمال عدم مقاومت در مقابل اين مقام از جانب خانم لوينسکی می رفت، رييس جمهور قدرتمندترين کشور دنيا را به دادگاه کشاندند و از پرسيدن جزئی ترين مراحل سکسشان در دادگاه ابايی نداشتند تا مشخص شود که آيا کلينتون از مقامش برای وادار کردن منشی دفتر سوء استفاده کرده است يا خير؟
حال در ايران فردی مظلوم که برای فرار از تجاوز به خود يا حقوقش، داد مظلوميت سر داده است متهم به امر غير اخلاقی می شود. برای تطهير استاد مزبور و در نگاهی ديگر يکی از اعضای سلسله قدرت مطلقه نمی توان در جايگاه خدايی نشست و نقش ابليس را بازی کرد. نمی توان واقعيت ها را تحريف کرد و به شستن ناپاکی پرداخت. سی سال است که حکومت مورد حمايت آقای سجادی در جايگاه خدايی ايستاده است و به سنجش اخلاقی و تقوايی مردم می پردازد اما صدايی از ايشان بر نخواسته است، حال که مظلومی فرياد بر آورده است که تن به تجاوز نمی دهم، کوس وا اخلاقا ايشان سر داده شده است.
نمی توان تصور کرد که آقای سجادی فرد کم هوشی است که شرح ماجرا و برنامه از پيش طراحی شده معاون دانشجويی زنجان را درک نکرده است، يا آن که مفهوم استدلال بی بنياد و اساس را نداند، بلکه می توان فهميد که در مقام پيش قراولی برای متوقف کردن دانشجويان وارد شده است تا ماجرا را وارونه جلوه دهد و قافيه از دست نرود تا کيهان و ديگر جريان های اقتدار گرا برسند و به طبع ايشان ماجرای فوق را تله جنسی برای خارج کردن رقيب و منافع گروهی دانشجويان بنامند و سناريو سازی را برای دانشجويان و دانشگاه را آغاز کنند و حريف را در جای خود بنشانند .
برخيز تا يک سو نهيم اين دلق ازرق فام رابر باد قلاشی دهيم اين شرک تقوا نام را
در همين زمينه:[دام زُليخا! بررسی ابعاد اخلاقی تهيه فيلم تعرض استاد دانشگاه زنجان به يک دختر دانشجو، داريوش سجادی]
[ندانسته، نسخه نپيچيد! پاسخی به اظهارات داريوش سجادی، حسين خيری فام]
29 خرداد » فيلم قصد تعرض استاد دانشگاه زنجان به يک دختر دانشجو و صحنه اعتراض دانشجویان

mercredi 18 juin 2008

ماجراي دانشگاه زنجان سناريوست
برغم تاييد رئيس دانشگاه؛کيهان، فارس و بولتن سپاه پاسداران: - چهارشنبه 29 خرداد 1387 [2008.06.18]

آرش معتمد ‏
با گذشت سه روز از رسوايي اخلاقي حسن مددي، معاون دانشجويي دانشگاه زنجان، و تاييد اين مسئله توسط ‏رئيس دانشگاه و همچنين سخنگوي قوه قضاييه، رسانه هاي نزديک به دولت همچنان از "تله ي اخلاقي براي ‏ايجاد آشوب در دانشگاهها" سخن مي گويند.‏
محور گزارشهاي روزنامه ها و رسانه هاي دولتي و نيمه دولتي در حال حاضر وارد آوردن فشار تبليغاتي بر ‏دفتر تحکيم وحدت است. در همين ارتباط است که رسانه هايي نظير کيهان و خبرگزاري فارس کوشيده اند کل ‏ماجراي رسواييهاي اخلاقي مديران دانشگاهي منتصب دولت نهم را "ِيک سناريوي از پيش طراحي شده از ‏سوي دفتر تحکيم وحدت و انجمنهاي وابسته به آن" جلوه دهند. اينگونه است که روزنامه ي کيهان در ستون ‏معروف اخبار ويژه ي خود در اين مورد از قول "منابع موثق" و البته مثل هميشه "ناشناس" مي نويسد:‏
‏"سرمايه گذاري دشمن براي انحطاط اخلاقي يكي از معاونان دانشگاه زنجان، زمينه آشوب را در اين دانشگاه ‏ايجاد كرد.بنابر گزارش منابع موثق پس از لغو مجوز فعاليت تشكل افراطيون وابسته به تحكيم در دانشگاه ‏زنجان، اعضاء اين تشكل در سناريويي از پيش طراحي شده و با اطلاع از نقاط ضعف اخلاقي معاون ‏دانشجويي اين دانشگاه، وي را در تله جنسي يكي از دختران دانشجو - كه چند تخلف نيز در پرونده انضباطي ‏اش ثبت شده است- گرفتارآورده و زمينه ايجاد آشوب سازماندهي شده در دانشگاه را فراهم آوردند.ماجرا ‏اينگونه آغاز شد كه دانشجوي دختر مورد اشاره- با قرار قبلي و يا به طور سرزده- وارد اتاق معاون دانشگاه ‏مي شود و به فاصله يك يا دو دقيقه تعدادي از اعضاي شاخه غيرقانوني تحكيم وحدت با دوربين فيلمبرداري و ‏ضبط صوت وارد اتاق شده و آنگونه كه خود ادعا مي كنند معاون مربوطه را در حالتي نامناسب ديده و با او ‏درگير مي شوند، تمامي اين ماجرا بيش از چند دقيقه طول نمي كشد"‏‎.‎فيلم ماجرا را ببينيد
کيهان در ادمه مي نويسد:‏
‏"بلافاصله بعد از اين رخداد، دانشجويان وابسته به شاخه افراطي تحكيم فيلم گرفته شده را براي يك سايت ‏آمريكايي مي فرستند و همزمان «ب-ه»[بهاره هدايت عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم] با راديو فردا- ‏وابسته به سازمان «سيا»- تماس گرفته و به شرح ماجرا با قرائت مخصوص خود مي پردازد.و اما، بعداز ‏اقدام شايسته و قاطع وزارت علوم كه پاسخي ضروري و قانوني به درخواست دانشجويان معترض بود، جمع ‏كثيري از دانشجويان به تجمع خود خاتمه دادند ولي تعدادي از اعضاي شاخه غيرقانوني تحكيم وحدت در ‏اقدامي مشكوك كه از انگيزه هاي ديگر آنها حكايت مي كرد همچنان به تشنج آفريني ادامه داده و خواستار لغو ‏حكم قانوني انحلال تشكل متبوع خود شدند!"‏
نويسنده ي اخبار ويژه ي روزنامه ي کيهان و همچنين رسانه هايي نظير خبرگزاري فارس و برنا نيوز پس از ‏آنکه کوشيدند بين فساد اخلاقي مديران دولت نهم در دانشگاهها، اعتراضات دانشجويي اخير در سهند تبريز، ‏تربيت معلم تهران، دانشگاه همدان، دانشگاه زنجان، دفتر تحکيم وحدت و نزديکي به سالگرد 18 تير(سالگرد ‏گسترده ترين قيام دانشجويي پس از انقلاب) ارتباط بر قرار کنند خواهان برخورد با "موج سواران" شدند.‏
در همين راستاست که کيهان مدعي مي شود اعتراضات دانشجويي در زنجان بخشي از پروژه اي طراحي ‏شده "براي به تشنج كشيدن دانشگاهها، لغو امتحانات و نهايتاً ادامه تشنجات تا سالروز آشوب هاي 18تير" ‏است ودر اين مورد مي افزايد:‏‏"تفكيك دو موضوع در بررسي تشنج دانشگاه زنجان ضروري است، اول برخورد قاطع و بدون كمترين ‏ملاحظه با اقدام غيراخلاقي معاون بركنار- يا تعليق- شده كه خواسته به حق دانشجويان معترض بوده است و ‏دوم برخورد قانوني با معدود كساني كه قصد سوءاستفاده و موج سواري از حركت به حق دانشجويان دارند".‏
همزمان برنا نيوز نيز از قول يک مقام "آگاه" نوشت: "اين حادثه سناريوي طراحي شده توسط يک تشکل ‏افراطي دانشجويي است".‏
اين "مقام آگاه" در ادامه و در تحليلي مشابه تحليل "منابع موثق کيهان" به "برنا نيوز" چنين گفته است: "تمام ‏افرادي که وارد اتاق معاونت دانشجويي و فرهنگي دانشگاه شدند متعلق به يک تشکل دانشجويي بودند".‏
به گزارش برنانيوز اين مقام آگاه به حضور دبير تشکل مورد نظر در زمان حادثه اشاره و تصريح کرد: "اين ‏برنامه اتفاقي نبوده و برنامه ريزي شده است."‏
وي ادامه داد: "نکته جالب اين است که اين تشکل سه روز پيش منحل شده و شواهد امر نشان مي دهد که ‏حادثه دانشگاه زنجان و حوادث مشابه ديگر در دانشگاه تربيت معلم و دانشگاه همدان يک سناريوي برنامه ‏ريزي شده توسط يک تشکل دانشجويي است که از بيرون دانشگاه تغذيه شده و اين ها حلقه هاي به هم پيوسته ‏اي هستند که تلاش مي کنند اين فرآيند را در ديگر دانشگاه ها نيز ادامه دهند."‏
همچنين: "اين مقام آگاه در ادامه توضيحات خود به خبرنگار برنا با اشاره به اينکه در تمامي موارد و در ‏دانشگاههاي ديگر خواسته ها يکسان بوده و خواسته هايي از قبيل لغو امتحانات، تغيير در مديريت دانشگاه و ‏مسائل ديگر مشهود است، اظهار داشت: اين حادثه در دانشگاه زنجان محصول همکاري يک تشکل منحل شده ‏و يک دانشجوي پرونده دار در کميته انضباطي است که هدف کوتاه مدت آن بي نظمي در محيط دانشجويي و ‏هدف بلند مدت آن ايجاد جو غير عادي و غير متعارف در دانشگاه ها و حل مشکلات شخصي پرونده خود ‏است." وي با تاکيد بر اينکه آنچه اتقاق افتاده نيازمند بررسي بيشتر ازسوي نهادهاي دخيل است". در پايان ‏وعده داد که پس از "بررسي هاي لازم" با همه ي متخلفين "برخورد شديدي" صورت گيرد.‏
سناريوي رسانه هاي حاميان دولت اما به اينجا ختم نشد. کار به آنجا کشيد که خبرگزاري فارس جهت بسط اين ‏تحليل امنيتي به کمک روزنامه ي کيهان شتافت.‏
خبرگزاري فارس گفتگويي را با يک عضو شوراي عمومي دفتر تحکيم وحدت علامه ترتيب داد که طبعا نام ‏وي در مصاحبه نيامده است.‏
خبرگزاري فارس ضمن انعکاس خبر اعتراض بسيج دانشجويي دانشگاه زنجان به "قدام غير اخلاقي معاونت ‏دانشجويي" از زبان يک عضو بي نام شوراي عمومي دفتر تحکيم وحدت نوشت: "يكي از اعضاي انجمن ‏بدون توجه به كيان اصلي اين دفتر و به بهانه خارج كردن ابتكار عمل از طرف مقابل و جذب آراي انجمن‌ها، ‏دست به سناريو‌هاي غيراخلاقي و از پيش تعيين شده زده و تصميم به تداوم آن در دانشگاهها گرفته‌اند."‏
خبرگزاري فارس در ادامه ي تحليل خود آورده است: "اين عضو شوراي عمومي دفتر تحكيم وحدت افزود: ‏متاسفانه به دليل اختلافات پيش آمده در شوراي مركزي اين تشكل، يكي از طرفين اختلاف بدون توجه به كيان ‏اصلي اين دفتر به عنوان تشكل مستقل دانشجويي و صرفا به بهانه خارج كردن ابتكار عمل از طرف مقابل و ‏زمينه سازي براي ايجاد اغتشاش دانشجويي در آستانه 18 تير چنين تصميمي گرفته شده است... وي مصاحبه ‏‏(ب.ه )با راديو فردا و اظهارات (مسعود ه)[مسعود هاشمي] در جمع دانشجويان مبني بر هماهنگي كامل اين ‏برنامه با برخي اعضاي شوراي مركزي تحكيم و به ويژه (مهدي ع)[مهدي عربشاهي] و (علي ن)[علي نيکو ‏نسبتي] را مويد گفته‌هاي خود دانست."‏
خبرگزاري فارس اضافه کرد: "اين عضو شوراي عمومي ضمن اشاره به اتفاقات پيش آمده در دانشگاه‌هاي ‏تربيت معلم تهران و بوعلي همدان و طراحي انجام شده براي ساير دانشگاهها با محور قرار دادن تعويق ‏امتحانات و هم سو دانستن اين اتفاقات به اعضاي انجمن‌هاي اسلامي سراسر كشور توصيه كرد تا با توجه به ‏مجموعه سناريوهاي بد ساخت توسط كارگردان‌هاي ناشي - كه همه ما را ياد هم تشكلي سابق و دوست ‏جديدشان مي‌اندازد - از دنباله روي كوركورانه اجتناب و برشفاف‌‌سازي هر چه بيشتر وقايع اخير تاكيد كنند."‏خبرگزار ي فارس البته مشخص نکرد اين "هم تشکلي سابق و دوست جديد" چه کسي است.‏
با اين حال به عقيده ي برخي ناظران به دنبال اعتراضات دانشجويي هفته هاي اخير و اتفاقاتي نظير احضار ‏عبدالله مومني، سخنگوي دفتر تحکيم وحدت به دادگاه انقلاب، چنين سناريوسازي هايي به قصد سرکوب ‏حرکتهاي دانشجويي در آستانه ي 18 تير است. اين دسته از ناظران معتقدند اين اقدام هماهنگ رسانه هاي ‏دولتي در واقع "يک هشدار جدي به فعالين دانشجويي و حاميان آنها در آستانه ي 18 تير است". اين تحليل از ‏آنجا قوت بيشتري مي گيرد که علاوه بر رسانه هاي وابسته به دولت، بولتن داخلي سپاه پاسداران نيز طي ‏ساعت هاي گذشته به طور هماهنگ، دانشجويان معترض دانشگاه زنجان را متهم به "گستردن دام اخلاقي بر ‏سر راه معاون" اين دانشگاه کرده است.‏
آن هم در حاليکه عليرضا نداف، رئيس دانشگاه زنجان ظهر روز سه شنبه با حضور در تجمع دانشجويان ‏متحصن دانشگاه زنجان به خاطر تعرض معاونش، حسن مددي به يک دانشجوي دختر، از دانشجويان و خدا ‏معذرت خواهي کرده و گفته بود: "متاسفم مسئولي كه انتخاب‎ ‎كردم باعث خدشه به سلامت دانشگاه و جامعه ‏شد."‏
به گزارش خبرگزاري ايسنا "رييس دانشگاه زنجان در جمع‎ ‎دانشجويان با عذرخواهي از دانشجويان بابت هتك ‏حرمت دانشجو و دانشگاه" خطاب به دانشجويان متحصن گفت: "از خدا و شما دانشجويان عذر مي‌خواهم و ‏اميدوار هستم كه‎ ‎با حمايت شما و حمايت همه اقشار دانشگاه مانع از تكرار اينگونه اتفاقات شويم." وي اقدام ‏دانشجويان در جلوگيري از تجاوز معاون خود را ناشي از "هوشياري دانشجويان" توصيف کرد و افزود: "من‎ ‎هميشه و در همه جمع‌هاي دانشجويي گفته‌ام كه اگر دانشجويان به ما كمك نكنند و‎ ‎اطلاعات لازم را در اختيار ‏ما قرار ندهند به هيچ وجه نمي‌توانيم موفق شويم‎.‎‏"‏
عليرضا نداف همچنين از "تالمات وارده به دانشجويان" در اثر اقدام غير اخلاقي معاون خود اظهار تاسف ‏کرد و اظهار داشت: "به خاطر‎ ‎تالمات وارده به دانشجويان، امتحانات دانشگاه در اين هفته لغو مي‌شود به ‏شرط اينكه‎ ‎دانشجويان با خاتمه تجمع، پيگيري اين مساله را به مراجع قانوني و نمايندگان‎ ‎دانشجويي واگذار ‏كنند."‏
دكتر نداف با بيان اينکه "هيچ بشري جايز الخطا‎ ‎نيست" در حضور چند هزار دانشجوي متحصن گفت: "سعي ‏ما بر اين بود كه مسئولين خود را به دور از مسائل جناحي و صرفا به‎ ‎خاطر داشتن سابقه خوب، صداقت و ‏توانمندي انتخاب كنيم اما متاسفم مسؤولي كه انتخاب‎ ‎كردم باعث خدشه به سلامت دانشگاه و جامعه شد."‏
وي تاکيد کرد: "اين حادثه‌اي كه در اينجا اتفاق‎ ‎افتاده است را تاييد مي‌كنم اما در عين حال دانشجويان بايد آگاه ‏و هوشيار بوده و‎ ‎كشف فساد كنند....به خاطر لطمه‌اي كه به ساحت مقدس‎ ‎دانشگاه وارد شده است بايد همه ‏متاسف باشيم."‏
شب گذشته نيز نصيري نماينده زنجان در مجلس به دانشگاه اين شهر رفت و طي مذاکراتي که تاکنون جزئيات ‏آن منتشر نشده به دانشجويان معترض قول داد تمام خواسته هاي آن ها پيگيري خواهد شد.‏
معاون فرهنگي و اجتماعي وزير علوم نيز روز گذشته از تعليق حسن مددي معاون دانشجويي دانشگاه زنجان ‏در پي تعرض جنسي به يک دانشجوي دختر خبر داد.‏
محمدباقر خرمشاد، که به عنوان اولين مقام ارشد وزارت علوم در چهارمين روز از افشاي رسوايي اخلاقي ‏معاون دانشجويي و رئيس کميته انضباطي دانشگاه زنجان و تحصن هزاران دانشجو در اعتراض به اين ‏رسوايي سخن مي گفت، افزود: "به دنبال اتفاق رخ داده، مسئول مربوطه در همان روز اول از مسئوليت كنار ‏گذاشته شد و مدير فرهنگي دانشگاه‎ ‎زنجان سرپرستي معاونت دانشجويي را به عهده گرفت."‏
به گفته خرمشاد كميته رسيدگي به‎ ‎تخلفات هيئت علمي دانشگاه‌، در اين خصوص تشكيل جلسه داده و در حال ‏رسيدگي به موضوع‎ ‎است.وي همچنين خبر داد که پرونده حسن مددي در دادستاني در حال بررسي است و ‏براي‎ ‎رسيدگي به اين موضوع بايد اظهارات طرفين و شهود مورد بررسي دقيق قرار گيرد.‏
سخنگوي قوه قضائيه نيز روز سه شنبه رسيدگي قضايي به پرونده اعمال فشار و اقدام به تجاوز معاون ‏دانشجويي دانشگاه زنجان را تائيد کرد و گفت: "تحقيقات مقدماتي از متهم دانشگاه زنجان به عمل‎ ‎آمده است."‏عليرضا جمشيدي به خبرگزاري ايسنا گفت: "روز گذشته(دوشنبه) تحقيقات‎ ‎مقدماتي از متهم به عمل آمده و ‏اكنون نيز در حال انجام است. تحقيقات از وي و دو‎ ‎متهم ديگر پرونده نيز در حال انجام است و خوشبختانه ‏آرامش به دانشگاه برگشته و از‎ ‎اين حيث مشكلي وجود ندارد." وي درباره هويت دو نفر ديگري که مورد ‏تحقيقات قضايي قرار گرفته اند توضيح نداد اما گفت معاون متجاوز دانشگاه زنجان و دو نفر ديگري که مورد ‏تحقيقات قضايي قرار گرفته اند "بازداشت نشده‌اند اما‎ ‎قطعا قراري براي آنها صادر شده تا تحقيقات از آنها به ‏عمل آيد."‏
بازگشت به صفحه اول

mercredi 11 juin 2008

ر یک اتفاق ساده، گفتگوی بسیار کوتاهی را از "حسین قوامی" (فاخته ای) در آخرین سالهای عمر یافتیم. مجموعه بزرگی از ترانه های خوانده شده در سالهای پیش از انقلاب و بازخوانی های کم مایه ای که در سالهای پس از انقلاب (مردها به جای زن ها!) از روی آنها شده بر روی سی دی منتشر شده است. روی این مجموعه تنها یک گفتگو ضبط است که همین گفتگوی کوتاه قوامی است و پاسخ او به پرسشی که در باره ترانه های دلخواه و دلبندش از او می کنند. از ترانه جوانی یاد می کند و ترانه "سرگشته" و با افسوس می گوید که روی آنها خاطراتی دارد و وصف حال اوست. سپس ترانه سرگشته با همراهی ارگستر بزرگ رادیو ایران پخش می شود و متعاقب آن چند اجرای بدلی که در جمهوری اسلامی با صدای "افتخاری" و دیگران ضبط شده است. هیچ کدام، حتی "عقیلی" که به تقلید استادانه از قوامی شهرت دارد، نتوانسته اند "سرگشته" را نه تنها آنگونه که قوامی خوانده بخوانند، بلکه از نیمه های راه، صدایشان خسته شده و اوج را فرود می خوانند!
این قسمت را از روی آن مجموعه سی دی ها جدا کرده، ضبط کرده و دراین شماره پیک هفته برایتان پخش می کنیم. بشنويد

mardi 10 juin 2008

مصرف آزادانه مواد مخدر در بیمارستان!
مصرف آزادانه مواد مخدر بخشهایی از برخی بیمارستانها به مرز هشدار دهنده ای رسیده که ورود فوری مقامات مسوول در این زمینه را ضروری می سازد. به گزارش مهر، در بخشهایی از برخی بیمارستانها همچون بخش ارتوپدی و عفونی مواردی از مصرف انواع مواد مخدر مشاهده می شود که موجبات نگرانی سایر بیماران و همراهان آنان را به دنبال داشته است. یکی از همراهان بیمار بستری در بخش ارتوپدی بیمارستان ... با اظهار تاسف از وجود آشکار چنین صحنه هایی در مراکز درمانی به خبرنگار مهر گفت : " تنها مانده بود که اینجا مواد مخدر ببینیم که حالا می بینیم !".این شهروند که یکی از اقوام نزدیکش به دلیل جراحات وارده ناشی از تهاجم سارقین برای سرقت تلفن همراهش در بخش ارتوپدی این بیمارستان بستری است، افزود : شب گذشته را در کنار بیمارم بودم و دیدم که تعدادی از افراد بستری در این بخش آزادانه مشغول مصرف مواد مخدر بودند.وی با وحشتناک توصیف کردن چنین صحنه های ناخوشایندی در یک مرکز درمانی گفت : از سوی دیگر بیماران و برخی همراهان در این بخش به راحتی سیگار می کشیدند و اصلا برخوردی از سوی نگهبان یا پرستار بخش صورت نمی گرفت.افراد بستری در این بخش کسانی هستند که اغلب دچار تصادف شده و بیشتر راکبین موتورسوار هستند که در این بین برخی از آنان نیز معتاد هستند و همین مسئله باعث می شود که در مدت بستری خود را از مصرف مواد مخدر که توسط همراهانشان به دست می آورند محروم نکنند!البته چنین اتفاقاتی فقط شامل این بیمارستان نبوده و به گفته محمد شریفی مقدم که خود سوپروایزر بیمارستان امام و دبیرکل خانه پرستار است در بخشهای عفونی برخی دیگر از بیمارستانها نیز چنین مواردی مشهود است.وی مصرف مواد مخدر در برخی از بخشهای بیمارستانها را پیامد تبعیت از آسیب های جاری در جامعه دانست و افزود : متاسفانه آمار اعتیاد بالاتر رفته و سن مصرف موادمخدر در کشور پایین آمده و برخی از افرادی که دچار تروما ( تصادفات) می شوند و در بخشهای ارتوپدی بستری می شوند اغلب گرفتار اعتیاد هستند و برای تسکین درد از مواد مخدر استفاده می کنند.به گزارش مهر ، دیدن چنین صحنه های زشت و تاسف آوری در مراکز درمانی به هیچ وجه قابل توجیه نبوده و مسئولان مربوطه می بایست اقدامات عاجل و تدابیری بیندیشند که مانع از مشاهده چنین ناهنجاریهایی شوند که قطع به یقین، تبعات و آثار زیانبار قابل چشم پوشی نیست.

------------------------------------------------------------------------------------
[نوشته شده در تاريخ بيست و يکم خرداد ۱۳۸۷ برابر با دهم ژوئن ۲۰۰۸ ساعت 09:58:58 توسط محتشم
آقای خامنه ای برای هر سخنرانی دو تا سه ساعت پشت منقل خود سازی می کند تا نفسش بوی خدا بدهد. این ماجرا چنان استحکام و وسعت داشت و خبر همه گیر بود که در سال هفتاد چهار دفتر رهبری اعلام کرد که رهبری با تجویز پزشک و با امسک تریاک می کشد. اینها دقیقا واژه گانی بود که دفتر رهبری در یک اعلامیه آنرا مطرح کرد. با امساک! در هر کجای دنیا چنین زمامداری روانپریش و عصبی و معتاد را از اریکه ی قدرت بزیر می کشند و یک سر به دارلمجانین می برند. اما خب در ایران قدرت مطلقه است. و البته از قدیم گفته اند: خزیه ی گندیده را باید خشک کرد.
نوشته شده در تاريخ بيست و يکم خرداد ۱۳۸۷ برابر با دهم ژوئن ۲۰۰۸ ساعت 09:10:08 توسط حیران
بیمارستانهای ما جزیی از کل خراب جامعه بلازده ماست به دست ملایانی که از روضه خانی به مملکت داری رسیده اند .