vendredi 27 mars 2009

the journalist
ژورنالیست
طنز

یادداشت های وزیر بیت رهبری (6)
امین ا... رهبر

بسمه تعالی
27 محرم 1430
صبح به کارهای جاری رسیده، مشرف شدم. رییس جمهور هم آمده بود. اما مقام معظم رهبری من را قبلا احضار فرموده بودند. یک ساعت در حضور بودم. مقداری کارهای عقب افتاده و بعضی مطالب را عرض کردم که باعث ناراحتی خاطر مقام معظم رهبری شد. از آن جمله عرض کردم امت از این که قیمت ها اینقدر بالا می رود ناراحت هستند، خیابان ها خراب است، دزدی و سوء استفاده زیاد شده، اعتبارات را به علل اقتصادی محدود کرده اند، عده ای در حال ورشکستگی هستند و به دانشگاه ها پول نمی رسد. مقام معظم رهبری خیلی خیلی ناراحت شدند و با من تندی فرمودند. فرمودند «وقتی پول نیست چه کار کنیم؟» عرض کردم «مدتی بود که این مطالب را به عرض می رساندم، می فرمودید، این طور نیست، پول داریم، گزارشات تو غلط است و سیاه نمایی دشمنان است. این ها را من قبلا عرض می کردم، مورد مؤاخذه واقع می شدم. همین طور که امروز می شوم! حالا هم عرض می کنم، بی اعتنایی به خواسته های حقه مردم، صحیح نیست. من چون بنده مؤمن و صدیق شما هستم، عرض می کنم، یعنی بعد از شما زندگی نمی خواهم.»
اشخاص دیگر، همیشه می خواهند مقام معظم رهبری را خوشحال نگه دارند و از آن خوشحالی برای خودشان سوء استفاده کنند، یعنی یا خود را در مقامی که دارند حفظ کنند، یا استفاده های مالی ببرند. می دانستم عرایض من در دل مقام معظم رهبری اثر می کند و احساس می کنند که از روی کمال صداقت است ولی موضوع را عوض کردند و فرمودند کار ستاد بازسازی غزه عزیز را پیگیری می کنید؟ عرض کردم قرار است هزار خانه و ده مدرسه و یک بیمارستان در آنجا بسازیم. فرمودند مسجد را فراموش نکنید. عرض کردم برادران دولت احداث پنج باب مسجد را در اولویت قرار داده اند. حضرت ولی فقیه بسیار خوشحال شدند و گرانی و ناراحتی امت یادشان رفت و فرمودند جشن پیروزی غزه را هر چه با شکوهتر برگذار کنید. عرض کردم فردا آقای رفسنجانی در تالار وزارت کشور سخنرانی خواهند فرمود تا امت بیشتر توجیه شوند. در حالی که موج افسردگی مقام معظم رهبری را فرا می گرفت فرمودند کاش حالمان خوش بود و خودمان در این جشن باشکوه شرکت می کردیم. عرض کردم انشاءالله و تعالی سخنرانی پیروزی بر اسراییل و آزادی قدس عزیز را جنابعالی ایراد می فرمایید. دوباره خوشحال شدند و من از دیدن لبخند مبارکشان دلم خیلی باز شد. واقعا نمی دانم اگر روزی مقام معظم رهبری نباشند من چه خواهم کرد.

بسمه تعالی
28 محرم 1430
نزدیک ظهر حضور رسیدم. مقام معظم رهبری عصبانی تشریف داشتند بلافاصله فرمودند این رهبران غربزده عرب را باید به دست ما بسپارند تا دین مبارک اسلام را به یادشان بیاوریم. عرض کردم تمام کشورهایی که از وجود مبارک ولی فقیه بهره ای نبرده اند، کارشان همینطور زار است. بعد خبر خوش سخنرانی آقای رفسنجانی را در تالار وزارت کشور دادم که گفتند پس از پیروزی ما در لبنان و غزه حالا نوبت پیروزی سوم ما در اسراییل و آزادی بیت المقدس و قدس شریف است. مقام معظم رهبری خیلی خیلی ابراز رضایت فرمودند و بعد سؤال فرمودند عربها را دیدی یا نه؟ عرض کردم بعد از ظهر قرار است آنها را ببینم. فرمودند مطالبی را که دیروز گفتم به آنها بگو.
بعد از ظهر هم که نمایندگان حماس و حزب الله و جهاد اسلامی آمدند، دو ساعت مذاکره کردیم. همه شان اظهار عجز از پیشرفت کار داشتند و مثل همیشه کاسه گدایی به دست گرفته بودند. با آن که من هم وحشت داشته و دارم، زیرا از بنیه مالی دولت نگرانم، ولی به روی خودم نیاوردم و خیلی به آنها روحیه دادم و خیالشان را جمع کردم. نماینده حزب الله شک داشت، به او اطمینان دادم که جای هیچ نگرانی نیست.

بسمه تعالی
29 و 30 محرم 1430
این دو روز را با هم می نویسم چون اصلا فرصت سر خاراندن نداشتم. امروز صبح به حضور رسیدم. سخنان آقای احمدی نژاد را که با مشت های گره کرده به اعضای ستاد برگذاری جشن های سی امین سالگرد انقلاب اسلامی گفتند انقلاب ما مختص به ایران و اسلام نیست و جهانی است به سمع مبارک مقام معظم رهبری رساندم. فرمودند این رییس جمهور را واقعا مثل پسر خودم دوست دارم، ماشاءالله هیچ کس به اندازه ایشان معنی انقلاب ما را نفهمید. عرض کردم سرمایه ما همین مشت های گرده کرده است که انشاءالله خداوند همیشه بسته شان نگهدارد، بعد از حرف خودم خیلی پشیمان شدم چون دیدم که مقام معظم رهبری هر چه تلاش می کنند دست راستشان را مشت بفرمایند نمی شود. با عصبانیت فرمودند مگر این دولت در آمریکای جنایتکار عوض نشده است؟ عرض کردم بله، چه شده است؟ فرمودند پس این زنیکه رایس چرا هنوز زر می زند؟ عرض کردم این رایس آن رایس نیست. فرمودند ولی ما که دیشب بی بی سی را تماشا می کردیم هم سیاه بود و هم همان حرفها را می زد. عرض کردم آنها هم حرفهایشان مثل ما گرم و سرد دارد. فرمودند ولی تا سیاست های خود را تغییر ندهند خبری از مذاکره پذاکره نیست. عرض کردم این حرف خیلی عالی و عاقلانه است، هم حمله است هم ملایمت دارد. به قول سعدی:
چو شمشیر پیکار برداشتی
نگه دار پنهان، درِ آشتی
فرمودند ولی این در از آن درها نیست. واقعا که مقام معظم رهبری در شجاعت و صراحت نظیر ندارند. بعد گزارش اعدام ها و تنبیه بهاییان را خواستند. عرض کردم برنامه پاکسازی جنایتکاران و قاتلان و زناکاران با موفقیت اجرا می شود. در همین یک ماه اخیر نزدیک به شصت هفتاد نفر را اعدام کردیم تا زمین از شرّ وجودشان منزه شود و هم امت و زن و بچه شان نفس راحتی بکشند. درباره بهاییان هم دستور فرمودند به هیچ اعتراض و سر و صدایی اعتنا نکنید. خودم به رییس جمهور گفته ام باید برنامه را طوری پیش ببرند که همین چند هزار نفر هم یا اعدام شوند، یا مسلمان شوند و یا کشور اسلامی ما را ترک کنند و بروند لای دست ننه و اربابانشان. بعد دعا فرمودند که انشاءالله در قرون بعدی در کشور اسلامی ما هیچ نشانی از زرتشتی و یهودی وبهایی و مسیحی نماند. توصیه فرمودند نگذارید این سکولارها و انتلکتوئل ها که ان شان بیشتر از همه چیزشان است از موضوع سوء استفاده کنند، بالاخره یک روزی باید بفهمند که مملکت خودمان است و امت خودمان است.
بعد امر فرمودند به درخواست برادر موگابه رییس جمهور زیمبابوه که از ما درخواست کمک کرده است رسیدگی جدی بشود. فرمودند متحدانی مانند موگابه و چاوز و آن یکی (منظور مبارکشان مورالس رییس جمهور بولیوی بود) برای ما اهمیت سوق الجیشی دارند، بقیه همه افسدالناس هستند که فقط سنگ اسلام را به سینه می زنند و هیچ غلطی نمی کنند.

بسمه تعالی
اول صفر 1430
امروز اول ماه بود. صبح هنوز در بستر بودم که تلفن زنگ زد و سفیر ما در عراق مرا از خواب بیدار کرد. تلگرافی را از سفیر آمریکا در آنجا برایم خواند که خیلی خیلی مهم بود. بلافاصله برادران را صدا کرده و عازم بیت رهبری شدیم. مقام معظم رهبری قبلا از ماجرا با خبر بودند، فرمودند آقای کاظمی قمی سفیر ما در عراق را بخواهید و درباره انتخابات عراق سفارشات لازم را بکنید. به آنها بگویید هم کار منافقین باید یکسره شود هم صدای آمریکا، به حقوق بشر ما هم کاری نداشته باشند وگرنه ده تا از این تلگراف ها هم روی ما تأثیر ندارد.
تا همین چند ماه پیش که افزایش خیره کننده درآمد نفت همه را سرمست کرده بود، به فرمان مقام معظم رهبری، کمک های بسیاری به امت های اسلامی تا امت آمریکای لاتین به عمل آمد. آمریکایی ها همین کمک های ما را هم چشم ندارند و ببینند و دبه در آورده اند که ما در آنجا می خواهیم نفوذ کنیم. امروز مقام معظم رهبری تأکید فوق العاده فرمودند که با وجود پایین آمدن قیمت نفت حتما روی انتخابات عراق سرمایه گذاری کنیم و مقاله هایی هم در نشریات خارجی و عربی درج کنیم. همه را یادداشت برداشتم که پس از رسیدن به خانه ترتیب امور را بدهم.
مقام معظم رهبری قرآن کریم را که روی طاقچه بود با دست چپشان برداشتند و همینطور که یک دسته اسکناس هزار تومانی را به آن می مالیدند فرمودند آن زمانی که ما مکتب می رفتیم آقای ملامکتبی چون سید و پسر عالم بودیم ما را صبح ها کنار دستش می نشاند و پول کمی، مثلا اسکناس پنج قرانی، یک ریالی و دو ریالی یا دو تومانی از جیب خود بیرون می آورد، به ما می داد و می گفت: شما این ها را به قرآن بمال که برکت پیدا کند. برکت امروز ما از همان مالیدن هاست. اگر دولت نهادی برای مالیدن درآمد نفت به قرآن تشکیل می داد حتما قیمت نفت سقوط نمی کرد. می خواستم عرض کنم دولت اسلامی ما برای چاه عزیز جمکران و عریضه اعضای دولت که خدمت امام زمان (عج) تقدیم کردیم چه رنج ها نکشید و چه نیش زبان ها که نشنید، حالا تشکیل یک کمیته برای مالیدن پول نفت به قرآن کریم حتما باز با توطئه و تبلیغات دشمنان روبرو می شود. مقام معظم رهبری پول را زیر تشکچه گذاشتند و روی آن نشستند. در مقابل عظمت مقام معظم رهبری چه کسی می تواند حرف بزند؟
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مقام این ولایت
ولی من وظیفه خودم را انجام می دهم، امیدوارم نظر من درباره توطئه دشمنان غلط باشد و انشاءالله مالیدن پول نفت به قرآن کریم به نفع ما تمام بشود. حوادث نشان خواهد داد قیمت نفت بالا خواهد رفت یا نه. ولی می ترسم خیلی دیر شود. خیلی خوشحال شدم که مقام معظم رهبری با شنیدن اسم امام زمان (عج) دوباره از پرانتزشان نپرسیدند.
از اخبار مهم جهان باز هم همه چیز به کشور اسلامی ما مربوط می شود. در ملاقات های کشورهای فاسد پنج بعلاوه یک اگر غرب بخواهد با روسیه و چین معامله بکند، ممکن است ما را وجه المصالحه بکنند. وقتی این نظرم را به مقام معظم رهبری گفتم، فرمودند گُه خوردند. مگر ما مرده ایم که ما را معامله بکنند؟ قبل از اینکه چنین کاری بکنند، حماس و حزب الله را می اندازیم به جانشان و برادران را در عراق و افغانستان فعال می کنیم. قدرت ما طوری است که مثل افغانستان وعراق راحت الحلقوم نیستیم. عرض کردم آنها هم زیاد راحت الحلقوم نبودند. مقام معظم رهبری از هوش زیادی که دارند فرمودند چرا بودند! این ما هستیم که نگذاشتیم راحت از حلقومشان برود پایین. دیدم واقعا راست می گویند. اگر مقام معظم رهبری و حکومت اسلامی ما نبودند معلوم نبود این افغانستان و عراق برای نوکری غرب تا حالا در چه صلح فضیحت باری فرو رفته بودند. واقعا که جهان اسلام مدیون رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران است. دنیا خیلی دیر این را خواهد فهمید.

بسمه تعالی
2 و 3 صفر 1430
دیروز و امروز کمی مریض بودم. ولی هر دو روز به حضور رسیدم. حالا آخر وقت خبرهای این دو روز را می نویسم. دیروز وقتی به حضور رسیدم مقام معظم رهبری با عصبانیت فرمودند خبر آن تلگراف عراقی ها چطوری درز کرد؟ عرض کردم دیوار حاشا بلند است، بلافاصله به آقای ثمره مشاور محترم آقای رییس جمهور تلفن زدم که مذاکره محرمانه ما با آمریکایی ها را تکذیب بکنند. مقام معظم رهبری به فکر فرو رفتند و گفتند ولی حیف است حالا که به اینجا رسیده ایم کوتاه بیاییم. بعد فرمودند فقط یک چیز ممکن است اسراییل را به زانو در بیاورد آن هم جنگ فرسایشی است. اگر اسراییل سالیانه دو هزار نفر تلفات ترور و جنگ بدهد، در طول زمان نمی تواند آن را تحمل کند. جمعیت مسلمانان هم که ماشاءالله بیشترین رشد را دارد و اگر همین طور در همه جهان زاد و ولد کنیم، در هر انتخاباتی پیروز می شویم. عرض کردم پیش بینی داهیانه شما حتما روزی تحقق پیدا می کند. مگر جمعیت مسلمان را در خیابان های اروپا ندیدید که چطور به جنایات اسراییل در غزه اعتراض می کردند؟ یک نفر موبور تویشان نبود. مقام معظم رهبری آنقدر به تکثیر جمعیت مسلمان جهان علاقه دارند که در این زمینه هر مهملی را به عرض برسانند، قبول می فرمایند و من هم مجبورم گاهی مانند دیگران از این حرفها بزنم. ولی سفرای ما هم از کشورهای خارجی گزارش می دهند که بر تعداد مسلمانان روز به روز اضافه می شود و باید برای تشکیل حزب الله در این کشورها اقدام کرد. امروز اعلامیه ای جهت جمع آوری اعانات تعمیرات مساجد غزه دادم.
با سفیر عراق تلفنی حرف زدم که سیاست مقام معظم رهبری در هیچ یک از کشورهای منطقه تجاوزکارانه نیست. حضرت ولی فقیه می خواهد کشوری اسلامی و متدین و کاملا مستقل به بازماندگان تحویل بدهند، نه آنکه خود ایشان کشور اسلامی ما را دچار مهلکه های بی نتیجه کنند. گفت کاملا می دانم و این سیاست حضرت ولی فقیه در عراق اثر عجیبی گذاشته است. این سیاست یک دولتمرد (رجل الدوله) است. گفتم مقام معظم رهبری دیگر احتیاج به عوام فریبی و تحصیل وجهه ندارند، زیرا هم امت اسلامی ایران را خوب می شناسند و هم امت ما خوب مقام معظم رهبری را شناخته اند. همه را تصدیق کرد و بعد حرف عجیبی گفت. گفت به مقام معظم رهبری بگو من خودم را نوکر او می دانم!
اعتبار ما در منطقه و جهان هر روز بیشتر می شود. من در نظر داشتم و دارم که در حقیقت یک آستان قدس تازه، آستان قدس ولی ا... رهبر به یادگار این دوران ولایت مقام معظم رهبری روی تپه ها بسازم، امیدوارم موفق شوم.
امروز بعد از نماز جمعه حضور رسیدم. مقام معظم رهبری با آقای احمدی نژاد تلفنی صحبت می فرمودند. شنیدم که فرمودند به اعضای دولت بگو افسار خودتان را نباید به دست عناصر ضدانقلاب بدهید که مثلا همین فردا می خواهند با آمریکا آشتی کنند. بعد فرمودند حرف زدن و عرّ و تیز کردن آسان است ولی جنگ کردن آسان نیست. این است که باید خیلی دقت بکنید. بعد که گوشی را قطع کردند فرمودند دیشب بی بی سی تعبیر بامزه ای می کرد، می گفت چطوری کاری را که حضور پانصد هزار نفر سرباز آمریکایی حل نکرده است، می خواهند اخراج یک عده از آنها حل کند؟ منظور مقام معظم رهبری عراق بود که همه دارند به آمریکا فشار می آورند از آنجا خارج شود.
خبر مهم امروز هم خطبه های آقای رفسنجانی بود که خیلی باعث خوشحالی مقام معظم رهبری شد. فرمودند ماشاءالله آقای رفسنجانی واقعا سیاستمدار عملگرایی هستند. مقام معظم رهبری معمولا از این اصطلاحات استفاده نمی کنند ولی هر وقت خوشحال می شوند مثل روزنامه نگارها و بی بی سی و برادران اصلاح طلب حرف می زنند. بعد فرمودند عین همین ها را ما در پیام مان به شیطان بزرگ گفته ایم و تکرارش از خطبه های نماز جمعه باعث می شود بفهمند که ما تعلیق نمی کنیم و اوضاع منطقه هم تا ما نخواهیم درست نمی شود.
اگر مقام معظم رهبری بتوانند اصول دموکراسی دینی را تا سالهای 1440 و 1450 برقرار سازند، به آینده و به بقای حکومت اسلامی می توان امیدوار بود. اگر این چند سال را جان سالم به در بردیم، علت این بود که قدرت های بزرگ بخصوص شیطان بزرگ در عراق و افغانستان و سایر نقاط گیتی گرفتار بودند، وگرنه تحریک آنها کشور را راحت نمی گذارد. هی شایعه می کنند در دنیای امروز حکومت ولی فقیه نه قابل دوام و نه قابل قبول است ولی شخص معظم رهبری مردی خوش قلب، به علاوه دوراندیش و مؤمن و مکتبی است و هرگز از قدرت خویش بهره برداری به نفع خود نمی کند و تمام در راه کشور به مصرف می رسد.
از اخبار مهم جهان دعوای شیمون پرز صهیونیست و طیب اردوغان رییس جمهور مسلمان ترکیه بود که خیلی سر و صدا کرد. مقام معظم رهبری که آن را از تلویزیون بی بی سی دیده بودند فرمودند به ترک ها هم نمی توان زیاد اعتماد کرد. ولی روزنامه های ما خیلی سر و صدا راه انداختند. بعد ایشان از اینکه اینقدر هوا سرد است گله کردند. عرض کردم نگران نباشید انشاءالله به زودی هوا گرم می شود. فرمودند فقط از خدا می خواهم ده پانزده سال فقط هوا بهاری باشد تا هم نماز جمعه ها رونق داشته باشد و هم روحیه ما خوب باشد. خدا به مقام معظم رهبری عمر بدهد، دائم در فکر آسایش امت مسلمان است. امروز وقتی مرا مرخص می فرمودند با نگرانی گفتند این دو سه روز چند چیز را پیگیری کن. حتما سرلشگر فیروزآبادی را که فرمانده ستاد ما است تفهیم وضعیت کن. بگو وزارت اطلاعات هم موضوع مذاکره و این جور چیزها را تکذیب کند. به آقایان نوری و موسوی و خاتمی هم بگو تکلیف خودشان را معلوم کنند، اینکه نمی شود به دم هم بچسبند و نوری بگوید به خاطر خاتمی نمی آیم و خاتمی هم آقای نوری به تخمش نباشد و بگوید من ترجیح می دهم موسوی بیاید. انتخابات که من بمیرم تو بمیری سرش نمی شود. اطاعت کردم و مرخص شدم.
شب در اندرونی خانه جوانترین زنم شام خوردم و البته خوش گذشت. ولی چون حال زکامی داشتم و خسته بودم، میل داشتم که امشب از منزل بیرون نروم. به یاد شعری افتادم که نمی دانم از کیست:
جوانی گفت پیری را چه تدبیر؟
که یار از من گریزد، چون شوم پیر
جوابش داد پیر نغزگفتار
که در پیری، تو هم بگریزی از یار!
حالا ساعت 11 معقولانه خانه آمده ام، می خوابم ولی دلم در هوای مقام معظم رهبری است.
--------------------------------------------------------------
یادداشت های هفته آینده را شنبه آینده خواهید خواند.

مقدمه

© 2009 alefbe - journalist berlin germany

Aucun commentaire: